زبان فارسی در طول قرون متمادی، مرزهای جغرافیایی فلات ایران را درنوردید و در مناطقی چون شامات (شامل سوریه، لبنان، فلسطین و عراق امروزی)، آسیای صغیر (آناتولی یا ترکیه امروزی) و قلمرو امپراتوریهای سلجوقی و عثمانی، به زبانی اثرگذار و فراگیر تبدیل شد. این زبان برای صدها سال، نه تنها در عرصه شعر و ادب، بلکه به عنوان زبان رسمی دیوانسالاری و زیربنای فرهنگ نخبگان در این سرزمینها ایفای نقش میکرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی مهر، پس از پیروزی سلجوقیان بر امپراتوری روم شرقی و تاسیس دولت «سلجوقیان روم»، زبان و ادبیات فارسی به طور رسمی به عنوان زبان دربار و مکاتبات اداری انتخاب شد. سلاطینی همچون قلیچارسلان دوم، کیخسرو اول، کیکاووس اول و کیقباد اول از جمله حامیان جدی این زبان بودند و برخی از شاهزادگان این خاندان حتی به سرودن شعر و خوشنویسی به زبان فارسی میپرداختند.
حمله مغول به خراسان بزرگ و تخریب شهرهای علمی آن، باعث مهاجرت گسترده نخبگان، عارفان، شاعران و نویسندگان فارسیزبان به شهرهای امن آناتولی از جمله قونیه، قیصریه، بورسا و آنکارا شد. این جریان مهاجرت، آناتولی را به یکی از مراکز اصلی تولید و گسترش ادبیات فارسی تبدیل کرد. حضور مولانا جلالالدین بلخی در قونیه و خلق آثاری همچون «مثنوی معنوی» و «دیوان شمس»، در کنار نوشتههای تاریخی ارزشمندی چون «تاریخ سلاجقه روم» نوشته ابنبیبی و «راحتالصدور» راوندی، گواه روشنی بر این تحول فرهنگی است.
در دوره امپراتوری عثمانی، جایگاه زبان فارسی نه تنها تضعیف نشد، بلکه در کنار ترکی عثمانی و عربی، به عنوان یکی از سه زبان اصلی نخبگان این امپراتوری باقی ماند. نویسندگان، مورخان و شاعران عثمانی در نگارش متون خود به شدت از سبک عراقی رایج در اصفهان و شیراز تاثیر پذیرفته بودند و بسیاری از سلاطین عثمانی نیز به فارسی شعر میسرودند و از تولید نسخههای نفیس فارسی حمایت میکردند. هرچند زبان عربی زبان عمومی مردم شامات بود، اما فارسی در دو حوزه «دیوانسالاری» و «طریقتهای صوفیانه» نفوذی عمیق داشت. در دوره سلجوقیان و ایلخانیان، فارسی زبان مکاتبات رسمی این مناطق بود و خانقاههای شهرهایی چون حلب و دمشق، مرکز تدریس آثاری همچون مثنوی مولانا و نوشتههای سعدی، عطار و سنایی به شمار میرفتند. بازرگانان و خوشنویسان ایرانی نیز با سفر به این مناطق، نقش مهمی در انتقال نسخههای خطی و تبادل فرهنگی میان ایران، آناتولی و شامات ایفا میکردند.
قونیه به عنوان پایتخت ادبی آناتولی و مرکز طریقت مولویه، اصلیترین کانون تکثیر و رونویسی از نسخههای عرفانی فارسی بود. مدارس و مساجد این شهر، زبان فارسی را مانند یک دانشگاه زنده آموزش میدادند و حتی کاخ سلجوقی «کوبادآباد» با نقوشی از داستانهای شاهنامه فردوسی آراسته شده بود. از سوی دیگر، حلب به عنوان دروازه فرهنگی شامات و یک مسیر تجاری حیاتی، پل ارتباطی فرهنگ ایران، آناتولی و شام به شمار میرفت. خانقاههای حلب با تدریس آثار سعدی و عطار، زبان فارسی را در میان نخبگان عربزبان زنده نگه میداشتند.
در این زمینه، رهبر شهید انقلاب اسلامی درباره چگونگی نفوذ زبان فارسی در آناتولی و شامات چنین فرمودهاند: «ایران در دولت عثمانی هیچوقت نفوذی نداشته که زبان فارسی را نفوذ سیاسی ما آنجا ببرد. خودشان یک دولتی بودند مقتدر، همیشه هم با ما یعنی با کشور ایران در حال جنگ و درگیری؛ بلکه در دوران صفویّه که اتّفاقاً دورانی که زبان فارسی در ترکیه نفوذ داشته ــ تقریباً همان دوران صفویّه است که در خود ایران زبان خیلی اوجی نداشته، شعرای خوب ما در آن دوران فرار میکردند و از ایران میرفتند ــ امّا در ترکیه؛ یعنی آسیای صغیرِ آن روز، عثمانیِ آن روز ــ ما میبینیم که زبان فارسی، زبان دیوان است، زبان شعری است، زبان علمی و ادبی است؛ پس ناشی از نفوذ سیاسی نیست، یعنی نمیتوان گمان کرد که علّت گسترش زبان فارسی، نفوذ سیاسی دولت فارسی ایران است. علاوه بر اینکه خیلی از سلاطین ایران اصلاً فارس نبودند… بنابراین علّت نفوذ زبان فارسی در چیز دیگری است؛ شاید یک مقدار در خود ذات این زبان است: ترکیب این زبان و شیوایی ویژهای که این زبان دارد، آهنگی که این زبان دارد… یک مقدار هم آن بار معنایی است که زبان فارسی با خودش حمل میکند. زبان فارسی فرهنگ غنیای را با خودش میبرده…»
منبع خبر: خبرگزاری مهر
انتهای پیام/
