در دنیای پرسرعت اسکرول کردن، هر پست، استوری یا تیتر خبری و نتیجهگیری ذهنی تحت تاثیر «اثر هالهای» میتواند قضاوت ما را تغییر دهد.
محسن رضایی، کارشناس رسانه و توسعهدهنده سواد فضای مجازی و استاد دانشگاه، در گفتگویی صمیمی و کاربردی با خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «ساوج نما» به سراغ یکی از رایجترین خطاهای ذهنی، یعنی «اثر هالهای» رفته است؛ خطایی که نشان میدهد چطور یک ویژگی مثبت میتواند چشم ما را بر واقعیتها ببندد و مهمتر از آن، راههای عملی مقابله با این خطا چیست.
تیتر۱: بارها دیدهایم مردم فقط به این دلیل به حرف کسی اعتماد میکنند که خوشبرخورد است، لحن جذابی دارد یا میلیونها دنبالکننده دارد. در روانشناسی رسانه، این وضعیت چه نام دارد؟
رضایی: در ادبیات روانشناسی و رسانه، به این پدیده «اثر هالهای» یا «هاله شناختی» میگوییم. این درواقع یک میانبر ذهنی است که مغز برای صرفهجویی در انرژی استفاده میکند. وقتی کسی در یک زمینه موفق، جذاب یا معتبر است، ذهن ما به طور ناخودآگاه یک «هاله نورانی» دور او میکشد و فرض میکند در سایر حوزهها هم متخصص، صادق و قابلاعتماد است.
این مفهوم اولین بار در سال ۱۹۲۰ توسط ادوارد ثورندایک مطرح شد، اما امروز در اکوسیستم دیجیتال و شبکههای اجتماعی به اوج خودش رسیده است؛ چون ما هر روز با سیلی از چهرهها، تریبونها و برندهای مختلف مواجهیم.
تیتر۱: میشود یک نمونه عینی در اینستاگرام یا سایتهای خبری برایمان بزنید؟
رضایی: حتماً. فرض کنید یک اینفلوئنسر حوزه مد و زیبایی، ناگهان شروع میکند به توصیه مصرف یکسری داروهای گیاهی برای درمان فشار خون. مخاطب، او را فردی جذاب، پرانرژی و «شناختهشده» میداند؛ بنابراین همان هاله اعتماد را به حوزه پزشکی هم تعمیم میدهد، بدون اینکه آن فرد کوچکترین مدرک یا تجربه بالینی داشته باشد.
یا در حوزه خبر: یک صفحه خبری با گرافیک لوکس، فونتهای حرفهای و لحن بسیار رسمی را تصور کنید. حتی اگر آمار غلط یا منبع نامشخصی هم منتشر کند، چون «بستهبندی» محتوا شیک است، مخاطب کمتر شک میکند.
یک نمونه رایج دیگر هم تیک آبی، تعداد فالوور، یا سابقه حضور در تلویزیون است که در ذهن خیلیها جایگزین «اعتبار علمی» یا «صحت خبر» شده است. اینجا ما دیگر فرد یا رسانه را با معیار محتوا نمیسنجیم، بلکه با معیار ظاهر و شهرت قضاوت میکنیم.
تیتر۱: یعنی اثر هالهای فقط یک خطای ساده ذهنی نیست؛ چه پیامدهای عملی میتواند در زندگی رسانهای ما داشته باشد؟
رضایی: دقیقاً، مسئله بسیار جدیتر از یک خطای ساده است. وقتی هاله فعال میشود، سیستم «راستیآزمایی» مغز تا حد زیادی خاموش میشود. سه پیامد مهم دارد:
۱) پذیرش شتابزده
اطلاعات غیرمستند یا تحریفشده را بدون پرسش میپذیریم. یعنی بیشتر بر «احساس» اعتماد تکیه میکنیم تا «شواهد».
۲) آسیبپذیری در برابر دستکاری
بازاریابی پنهان، پروپاگاندا، شایعهپراکنی و مهندسی افکار، خیلی راحتتر در ذهن ما نفوذ میکنند؛ چون در حال حاضر، فیلتر انتقادیمان غیرفعال است.
۳) قطبیشدن فضا
وقتی کسی زیر چتر این هاله قرار میگیرد، هر نقدی به او، در ذهن هوادارانش بهعنوان «حمله شخصی» تلقی میشود. در نتیجه، فضای گفتوگو تند، احساسی و غیرسازنده میشود.
در اصل، هالهای که در ظاهر باید نور باشد، تبدیل به سایهای میشود که تفکر انتقادی را کور میکند.
تیتر۱: با این حساب، آیا میشود کاملاً جلوی این خطای ذهنی را گرفت؟ یا فقط میتوانیم آن را مدیریت کنیم؟
رضایی: اثر هالهای یک ویژگی ذاتی ذهن انسان است، نه نشانه کمهوشی. بنابراین نمیتوانیم آن را کاملاً حذف کنیم، اما میتوانیم آن را کنترل و تا حد زیادی خنثی کنیم. من چهار راهکار ساده و کاربردی پیشنهاد میدهم:
۱) تفکیک حوزهها
موفقیت در آشپزی، ورزش یا هنر، هیچ تضمینی برای تخصص در اقتصاد، سیاست یا سلامت نیست. هر ادعا را باید در چارچوب حوزه تخصصی مربوطه سنجید. اگر فردی در یک زمینه محبوب است، به این معنا نیست که در همه چیز صاحبنظر است.
۲) درخواست شواهد بهجای سوابق
لحن قاطع، سابقه حضور در تلویزیون، دنبالکنندههای زیاد یا بستهبندی حرفهای، جایگزین «داده»، «ارجاع علمی» و «سند معتبر» نیست. بهجای اینکه بپرسیم «این فرد چقدر مشهور است؟» باید بپرسیم:
«برای این ادعا چه شواهدی دارد؟»
۳) قانون ۱۰ ثانیه
قبل از لایک، بازنشر یا قضاوت نهایی، فقط ۱۰ ثانیه مکث کنید. همین وقفه کوتاه، چرخه خودکار و احساسی تصمیمگیری را میشکند و بخش تحلیلی مغز را فعال میکند. خیلی وقتها در همین چند ثانیه، تصمیممان عوض میشود یا حداقل محتاطتر میشویم.
۴) بررسی مستقل
بهجای تکیه کامل بر روایت یک منبع، سراغ منابع بیطرف، کارشناسان مستقل و گزارشهای دادهمحور بروید. ملاک را از «صدای بلندتر» به سمت «شواهد قویتر» ببرید. این کار کمک میکند ذهن شما فقط در یک جهت قفل نشود.
تیتر۱: به عنوان جمعبندی، رسانههایی مانند «تیتر۱» در این میان چه نقشی دارند؟
رضایی: رسانههای مسئول نباید از این سوگیری شناختی برای کلیکخوری یا جهتدهی پنهان به افکار عمومی استفاده کنند. برعکس، باید:
۱) شفاف باشند؛
مرز بین «سرگرمی»، «تخصص» و «تحلیل» را روشن کنند؛ و مخاطب را به پرسشگری و راستیآزمایی عادت دهند.
«تیتر۱» و رسانههای مشابه میتوانند با پوشش تحلیلی و آموزشهای کاربردی، به مخاطب کمک کنند تا این هالههای فریبنده را بشکند.
سواد رسانهای امروز فقط شناخت ابزار نیست؛ مهمتر از آن، شناخت سازوکار ذهن خود ماست. هر قدر ذهنمان را بهتر بشناسیم، کمتر بازیچه هالههای مجازی و واقعی خواهیم شد.
منبع _ تیتر۱
انتهای خبر/
