چهلوشش روز از غروب خورشید فقاهت و فاجعه هولناک مدرسه میناب میگذرد، اما سکوتِ معنادار چهرههای پرهیاهو، داغی تازهتر بر دل جامعه نشانده است.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «ساوج نما»؛ تاریخ، آینه تمامنمای قضاوت درباره کسانی است که ادعای هنر و انسانیت را یدک میکشند.
امروز در حالی چهلوششمین روز از شهادت جانسوز رهبر انقلاب و فاجعه وحشیانه تخریب دبستان میناب را سپری میکنیم که وجدانِ جمعی جامعه از یک تناقض آشکار رنج میبرد. چطور میتوان پذیرفت کسانی که برای کوچکترین مسائلِ زیستمحیطی یا حقوق حیوانات، گریبان میدرند و بیانیههای پرطمطراق صادر میکنند، در برابر خاکستر شدنِ پیکر نحیفِ کودکان مظلوم و داغِ بزرگ یک ملت، سکوتی مرگبار پیشه کنند؟
انسانیت، مفهومی «یکپارچه» و «بدون مرز» است. نمیتوان در ویترینهای مجازی، مدعیِ صلحطلبی و دفاع از حقوق بشر بود، اما وقتی نوبت به دفاع از مظلومیتِ وطن و مقدسات میرسد، مرزهای جغرافیایی و اعتقادی را سدِ راهِ فریاد زدن قرار داد. اینجاست که سئوالِ بزرگ ملت مطرح میشود: آیا وجدانِ شما سلیقهای عمل میکند؟
جای تعجب است که مدعیانِ همیشگی حقوق «کولبرها» و منتقدانِ حضور مدافعان حرم، امروز که امنیت و آرامشِ خانه هدف قرار گرفته، در پشتِ ژستهای روشنفکری پنهان شدهاند. کسانی که روزی از «عدم نیاز به مبارزه در سوریه» سخن میگفتند، امروز چه پاسخی برای خونهای ریخته شده در دبستانها دارند؟ هنر، اگر در خدمتِ بیداری و بازتابِ دردِ واقعی مردم نباشد، چیزی جز ابزاری برای «خودنمایی» و «تجارتِ شهرت» نیست.
دردناکتر آنکه، این جریانِ به اصطلاح هنری، حتی در ابراز همدردی نیز «صبرِ مصلحتی» پیشه کرد. برخی پس از گذشت هفتهها و تحت فشار افکار عمومی، قطرهچکانی لب به سخن گشودند؛ گویی رگِ غیرتشان نه برای انسانیت، که برای عقب نماندن از قافله توجهِ رسانهای ورم کرده است. این مزدورانِ خارجی گویا تنها هر جا که برایشان آوردهای داشته باشد، نطق میکنند و در باقی موارد، انسانیت در قاموسشان مرده است.
اما این روزهای تلخ، با تمام سیاهیاش خواهد گذشت و صبحِ روشنِ اقتدارِ ایران دگربار طلوع خواهد کرد. آنچه در حافظه تاریخی ملت ایران حک میشود، نه جای خالیِ بیانیههای بیروحِ سلبریتیهای مزدور، بلکه ایستادگیِ مردمی است که میدانند چه کسی در روزِ واقعه کنارشان ایستاد و چه کسی نانِ این سفره را خورد و به صاحبخانه پشت کرد. انسانیت در قلبهای تپنده این سرزمین، زندهتر از همیشه جاریست.
در نهایت، خطاب به این جماعت باید گفت: شما که در روزِ خون و آتش و در اوج مظلومیت ملت، مُهرِ سکوت بر لبانتان زدید، از این پس نیز به همین رویه «دم فروبستن» و انفعال خویش پایبند بمانید. ملتی که داغدارِ کودکانِ معصوم و امامِ مقتدر خویش است، دیگر هیچ نیازی به مانیفستهای تهی و اظهارنظرهای بیمایه شما در اموری که نه در آن تخصص دارید و نه کمترین آگاهی، نخواهد داشت. شما که در امتحانِ بزرگ انسانیت و وطندوستی، نمره مردودی گرفتید، بهتر است تریبونهای خود را برای همیشه خاموش نگاه دارید؛ چرا که حنایِ دلسوزیهای نمایشی و اشکهای تمساحگونهتان، دیگر نزد این مردم صبور و بصیر، هیچ رنگی ندارد. تاریخ، نه سکوتِ ذلتبار شما را فراموش میکند و نه از این خیانتِ رسانهای خواهد گذشت.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/
